رفتن به محتوای اصلی

از هامبورگ تا ایران؛ صدای ما علیه اعدام و برای آزادی

سحر شمس۴۶ بازدید
از هامبورگ تا ایران؛ صدای ما علیه اعدام و برای آزادی
بخش فارسی‹مقالات‹از هامبورگ تا ایران؛ صدای ما علیه اعدام و برای آزادی

سحر شمس

به نام آزادی، به نام انسانیت

چند روز پیش روز ٢٩ ئاگوست، در قلب شهر هامبورگ، در کنار جمعی از هم‌وطنان و همراهانِ راه آزادی گرد هم آمدیم. آمدیم تا علیه اعدام، سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران صدای اعتراض خود را بلند کنیم و از زندانیان سیاسی و تمام کسانی که به دلیل دفاع از آزادی و کرامت انسانی، عمر خود را در سیاه‌چال‌های جمهوری اسلامی سپری می‌کنند، حمایت کنیم. برای من، حضور در آن تجمع تنها شرکت در یک برنامه اعتراضی نبود؛ بلکه ایستادن در کنار انسان‌هایی بود که نمی‌خواهند در برابر رنج و بی‌عدالتی سکوت کنند. همچنین تلاشی بود برای رساندن پیامی روشن به زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان: **شما تنها نیستید و فراموش نشده‌اید.

 ما در هامبورگ ایستادیم، اما صدایمان از آنِ هامبورگ نبود. این صدا از اعماق ایران برمی‌خاست؛ از درون زندان‌ها، از خانه‌هایی که چشم‌انتظارِ عزیزانشان هستند و از جامعه‌ای که سال‌هاست با کشتار، شکنجه و طنابِ دار روبروست.

گذشته‌ای که هنوز پایان نیافته است، هنگامی که از سرکوب و اعدام در ایران سخن می‌گوییم، نمی‌توانیم گذشته را از امروز جدا کنیم. در این روزها، یاد فرمان و فتوای خمینی علیه مردم کردستان در مرداد ۱۳۵۸ زنده می‌شود؛ رویدادی که سرآغاز سرکوبی گسترده و نظامی در کردستان پس از انقلاب بود. در ۱۷ آگوست، خمینی فرمان «جهاد» علیه کردهای ایران را صادر کرد و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، یورش بی‌رحمانه خود را به مناطق کردنشین آغاز کردند. چند سال بعد، در سال ۱۳۶۷، یکی از تلخ‌ترین صفحات تاریخ جمهوری اسلامی رقم خورد: کشتار زندانیان سیاسی. بر اساس گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل (Amnesty International)، بین ماه‌های ژوئیه تا سپتامبر ۱۹۸۸، هزاران زندانی سیاسی بدون داشتن دادگاهی عادلانه اعدام شدند و پیکرهایشان در گورهای دسته‌جمعی و بی‌نام‌ونشان دفن شد. یادآوری این وقایع تنها برای زنده‌نگهداشتن یاد قربانیان نیست، بلکه اهمیت در این است که بدانیم آیا به‌راستی از آن دوران عبور کرده‌ایم، یا منطق سرکوب همچنان جاری است؟ حقیقت این است که اعدام و سرکوب در ایران همچنان ادامه دارد.

اعدام؛ ابزاری برای ایجاد هراس

 امروز نیز زندانیان سیاسی، فعالان مدنی، زنان، جوانان، کارگران و مدافعان حقوق ملی و بشری در ایران با بازداشت، زندان، شکنجه، احکام سنگین و خطر اعدام روبرو هستند. گزارش‌های اخیر سازمان عفو بین‌الملل نشان می‌دهد که مسئولان جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۶، بار دیگر از مجازات اعدام به عنوان تازیانه‌ای بر پیکر جامعه استفاده کرده‌اند. من اعدام را تنها به عنوان یک مجازات قضایی نمی‌بینم. هنگامی که انسانی به دلیل فعالیت سیاسی، ابراز عقیده یا اعتراض اجتماعی با حکم مرگ روبرو می‌شود، مسئله تنها سرنوشت یک فرد نیست؛ اعدام به ابزاری برای ترساندن کل جامعه بدل می‌شود.

پشت هر حکم، انسانی نهفته است، در میان آمار و ارقام، گاه خودِ انسان به فراموشی سپرده می‌شود. اما هر نام در فهرست اعدامیان، صاحب خانواده، خاطره، دوست و آرزو برای آینده است. پشت هر حکم مرگ، مادری است که شب‌ها با غم جانِ فرزندش به خواب می‌رود، پدری است که در انتظار پیر می‌شود. به همین دلیل است که وقتی در هامبورگ علیه اعدام اعتراض می‌کنیم، در واقع از زندگی انسان‌هایی دفاع می‌کنیم که شاید هرگز از نزدیک ندیده‌ایم. این معنای واقعی همبستگی است. کردستان؛ یادگار رنج و ایستادگی

 برای من، وضعیت زندانیان سیاسی کردستان اهمیتی ویژه دارد. مردم کردستان در دهه‌های گذشته بهای سنگینی برای آزادی، هویت و کرامت انسانی پرداخته‌اند. با وجود این تاریخ تلخ، حقیقتی دیگر نیز وجود دارد: سرکوب نتوانسته است خواست مردم کردستان برای آزادی و عدالت را از بین ببرد. تاریخ ثابت کرده است که می‌توان انسان‌ها را زندانی کرد و صدایشان را برای مدتی خاموش ساخت، اما نمی‌توان خواستِ اجتماعی را برای همیشه ریشه‌کن کرد.

مسئولیت جامعه جهانی

 در برابر آنچه در ایران می‌گذرد، تنها مردم ایران مسئول نیستند. دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی، به‌ویژه دولت آلمان و اتحادیه اروپا، باید موضعی روشن و قاطع علیه اعدام و نقض حقوق بشر در ایران داشته باشند. نباید ملاحظات سیاسی و اقتصادی باعث شود که حقوق بشر به حاشیه رانده شود.

سخن پایانی

 من در آن تجمع در کنار انسان‌هایی ایستادم که شاید در بسیاری از مسائل سیاسی اختلاف‌نظر داشته باشیم، اما در یک اصل مشترک بودیم: «هیچ انسانی نباید به دلیل دفاع از آزادی و حقوق خود، سرکوب، شکنجه یا اعدام شود.» باور من این است که این باید نقطه مشترک همه ما باشد. مبارزه علیه اعدام، دفاع از انسانیت است؛ حمایت از زندانیان سیاسی، دفاع از آزادی است؛ و ایستادن در کنار خانواده‌های قربانیان، دفاع از عدالت است. صدای ما از هامبورگ بلند شد، اما فراخوان ما برای همگان است: – به زندانیان: شما فراموش نشده‌اید. – به خانواده‌ها: درد شما را می‌بینیم. – به جامعه جهانی: در برابر کشتار و سرکوب سکوت نکنید. – به مردم ایران: حق آزادی، عدالت و کرامت انسانی، گرفتنی است.

نه به اعدام!

نه به شکنجه و سرکوب!

آری به آزادی، عدالت و حقوق بشر!

زنده باد آزادی!

پایدار باد مبارزه برای عدالت!

سحر شمس