فاطمە رئوفی
بعضی خبرها تنها چند سطر نیستند؛ فریادی خاموشاند که در دل کوههای کوردستان میپیچند و تا سالها در حافظه مردم کورد باقی میمانند. خبرهایی که با چند نام آغاز میشوند، اما پشت هر نام، دنیایی از خاطره، عشق، امید و زندگی نهفته است؛ زندگیهایی که بخشی از روایت امروز کوردستان شدند؛ روایتی که این بار از پیرانشهر برخاست و در دل کوهها و دشتهای این سرزمین طنین انداخت.
در حوالی پیرانشهر، در دامنههای خاموش و اندوهگین این شهر، نام شش انسان بر زبان باد جاری شد: کارو هرمزیار، فردین چنگیزی، محمد خاکی، عبدالله محمدپور، توانا عثمانی و محمدامین بایزیدی. شش نام که برای خانوادههایشان تنها واژه نیستند، بلکه بخشی از جان، خاطره و زندگیاند؛ شش نام که در دل مردم کورد با اندوه و احترام در یاد میمانند.
کارو هرمزیار؛ نامی که با خاطره مهربانی و امید در ذهن عزیزانش زنده خواهد ماند.
فردین چنگیزی؛ جوانی که آرزوهایش در سکوت پیرانشهر ناتمام ماند، اما یادش در قلب خانواده و دوستانش جاودانه است.
محمد خاکی؛ نامی که با لبخندها و خاطرههای روزگار گذشته در ذهن کسانی که او را میشناختند، پیوند خورده است.
عبدالله محمدپور؛ انسانی که نبودنش زخمی عمیق بر دل خانواده و اطرافیانش در پیرانشهر گذاشته است.
توانا عثمانی؛ نامی که امروز با سکوت کوههای پیرانشهر و اشک چشم عزیزانش درهم آمیخته است.
محمدامین بایزیدی؛ که زندگیاش در نزدیکی پیرانشهر ناتمام ماند، اما خاطرهاش در دل دوستدارانش زنده خواهد ماند.
چه سنگین است سکوت خانههایی که در پیرانشهر چشمانتظار ماندند و سهمشان از انتظار، تنها داغی شد که هیچ گذر زمانی توان زدودنش را ندارد. هیچ واژهای توان وصف اندوه مادری را ندارد که در همین شهر، هر صبح جای خالی فرزندش را احساس میکند، یا پدری که با خاطرات فرزندش در کوچههای همین دیار روزگار میگذراند.
پیرانشهر، این شهر نشسته در آغوش کوههای کوردستان، این روزها شاهد اندوهی است که در بادهایش میپیچد و در کوچهها و روستاهایش جاری میشود. این سرزمین تنها جغرافیا نیست؛ بخشی از روح کوردستان است، جایی که خاطره و زندگی در هم تنیدهاند.
کوردستان، سرزمین کوههای استوار، رودهای خروشان، دشتهای سرسبز و بلوطهای کهنسال، همواره مهد مردمانی بوده است که فرهنگ، زبان و هویت خود را نسل به نسل با عشق حفظ کردهاند. از پیرانشهر تا دورترین روستاهای کوردستان، هر سنگ و هر نسیم، روایتگر زندگی مردمانی است که با خاطره و امید زیستهاند.
نام انسانهایی که از میان ما رفتهاند، تنها بر سنگی یا در قاب عکسی باقی نمیماند. آنان در دعای مادران، در سکوت پدران، در اشک خواهران و برادران و در حافظه مردم پیرانشهر و سراسر کوردستان زنده میمانند. تا زمانی که یادشان در دل مردم زنده باشد، گذر زمان توان خاموش کردنشان را نخواهد داشت.
آرزو آن است که پیرانشهر و سراسر کوردستان روزهایی را ببینند که صدای خنده کودکان جای اندوه را بگیرد و هیچ خانهای در این سرزمین داغدار نشود. پیرانشهر، با همه کوچهها و کوههایش، شایسته روزهایی است که در آن زندگی، امید و آرامش جاری باشد.
یاد کارو هرمزیار، فردین چنگیزی، محمد خاکی، عبدالله محمدپور، توانا عثمانی و محمدامین بایزیدی با احترام در خاطر عزیزانشان و در حافظه مردم پیرانشهر و کوردستان باقی خواهد ماند؛ زیرا برخی نامها، وقتی با عشق و خاطره گره میخورند، هرگز از یاد نمیروند.




