شهین زاداحمد
بەطورکلی، رسانەها قبل از جهان مدرنیتە و بعد از روندهای متداول پست مدرنیتە و بە جهانی شدن ارتباطات در کشورهای گوناگون و درابعاد مختلف و شرایط متفاوت نقش مهمی را در شکلبخشیدن به ذهنیتها، بازتاب فرهنگ، و ایجاد تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایفا میکنند. این نقش همواره هم میتواند ابزار تقویت چالشها و محدودیتها و یا آنارشیسم باشد و هم میتواند بستری برای آگاهیبخشی و تغییر به سوی رفاه اجتماعی را فراهم آورد.
با نهادینەشدن سیستمهای دمکراتیک در کشورهای پیشرفتە یا درحال توسعە، رسانەهای تصویری توانمندیها و خلاقیتهای آحاد مردمانشان بدون ارجعیت دادن بە هویت جنسیتی، در راستای خدمت بە شکوفایی جامعەاشان نمایانگری و بازنمایی می کنند. درواقع، رسانەهای تصویری تنوعات و داشتەهای اجتماعی را با نگرشها و دیدگاههای شخصیتی، در امور کاری و سلیقەهای خودمحوری بە دید عمومی واگذار کردە تا بە نحوی تاثیرگذار در راستای خودباوری و الگوپذیری بە نسلهای آیندە ایفای نقش کند.
در بسیاری از کشورهای جهان سوم و عقب ماندە، مردم غالبا در رسانههای گروهی، بخصوص، رسانەی تصویری نقشی کلیشهیی و عوام فریبانە برای اهدافی مشخص ایفا می نمایند و توانمندیها و خلاقیتهای زنان در مقابل استعداد مردها بسیار ناعادلانە میباشد و بەطور همنواخت، همسو بە موازات هم، درکنار هم ، برای خدمت و ادارەی امور اجتماعی در مقایسە و ردەبندیهای فاجعە آمیز میباشند. بەعنوان مثال، زنان در تصویر رسانەها اغلب مادر فداکار، مهربان و دلسوز، یا همچون ابژه زیبایی و لطافت به تصویر کشیده میشوند. این نوع بازنمایی بیشتر ریشه در ساختارهای سنتی، باورهای مذهبی و فرهنگ مردسالار دارد. نتیجەی چنین رفتار و نگرشی، محدود نگهداشتن زنان در چهارچوبهایی است که مانع از دیدهشدن تواناییها، هویت مستقل و نقش فعال آنها در بطن جامعه میشود.
باوجود چنین زمینەهایی، رسانههای تصویری میتوانند بستر مهمی برای جنبشهای زنان نیز باشند. تبلیغات، فیلمها، سریالها و انتشارات، وقتی از گوشەنگاە و نظرات انتقادی و آگاهیبخش ساخته و پرداختە میشوند، بی تردید میتوانند انعکاسی از واقعیتهای اجتماعی و تبعیضها و نابرابریها باشند. در این جهت رسانهها وسیلە و ابزار قدرتمندی برای ارتقای خودباوری و اعتمادبهنفس زنان و رها شدن از تاریکیها و شکستن سکوت آنها در برابر ناعدالتی و تبعیض محسوب میشوند.
درهرحال، نقش مثبت زنان در رسانههای گروهی موجب تغییر دیدگاە و نگرش عموم و نمودارهای فرهنگی جامعە و یا الگوپذیری در رفتارهای اجتماعی میشود.
بودن زنان در هر زمینەای کە بتواند چهرەسازی کند، و یا واقعیتهای تلخ و شیرین گذشتە، حال و آیندە را بە تصویر بکشد، همچنین، نقشهای مدیریتی را در رسانەهای تصویری بەعهدە بگیرد و در این زمینەها که غالبا در انحصار مردان بودەاند، توان مدیریتی خود را بە اثبات برسانند، میتوانند الهامبخش نسل جوان و نسل آیندە باشند. در عصر نوین با بودن فیلترهای سخت افزاری و ممانعتهای امنیتی در کشورهای مرتجع و دیکتاتور از جملە ایران اسلامی، متاسفانە بطور عمومی توانمندیهای زنان بەشیوەای کاملا سیستماتیک با روشها و متدهای قانونی بە بیراهە کشانیدە و یا بە ابعاد مختلف از بروز استعدادها جلوگیری میشود. خوشبختانە ابزارهای تکنولوژی کم و بیش سد معبرها را درهم شکستە و در این راستا زنان از زاویەهای مختلف پلهای ارتباطی با جامعە خود و جوامع بین الملل از طریق فضای مجازی برقرار نمودە ، و توانستەاند با این ابزار موثر و همەگیر توانمندیهای زنانەی خود را در تحولات، مبارزات، علم و دانش بە تصویر بکشانند و جامعە حضور زن را در تمام موارد اجتماعی امری ضروری بداند و شعار زن ، زندگی ، آزادی را مبنا و اساس تحولات ساختاری در جامعە قلمداد کند.
من بر این باورم کە زن در رسانههای تصویری نظام مذهبی ایران، هم قربانی چهارچوبهای قانونی و بە نحوی فرهنگ سنتی است و هم میتواند حامل پیام تغییر و تحول باشد.
نگاه انتقادی به تصویر زن و استفاده آگاهانه و سالم از رسانهها میتواند باعث برهمزدن نظم تبعیضگرایی و اقدام بهسوی جامعهای برابرخواە شود. در نهایت، رسانەی تصویری نه تنها انعکاس دهنده فرهنگ موجود است، بلکه میتواند نیرویی باشد برای تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی بە آستانەی آزادی و برقراری عدالت اجتماعی.




