شهاب کاکەخرری
در سال ۱۴۰۴، ایران شاهد بحرانی عمیق در حوزه معیشت و امنیت اقتصادی زنان است؛ بحرانی که نه محصول یکسال، بلکه حاصل دههها سوءمدیریت، فساد ساختاری و بیکفایتی نظام حاکم است. تازهترین آمارهای رسمی و غیررسمی نشان میدهد که بیش از ۴۰ درصد زنان شاغل، در مشاغل غیررسمی، بدون بیمه و امنیت شغلی کار میکنند؛ و حدود ۲۳ درصد زنان کشور زیر خط فقر مطلق قرار دارند.
ریشههای بحران
سقوط ارزش ریال، تحریمهای بینالمللی و اقتصاد رانتی، نخستین عامل این فروپاشی اقتصادی است. اما عامل اصلی، ناکارآمدی حاکمیت و ناتوانی در ایجاد ساختارهای حمایتی برای زنان بوده است. سیاستهای اقتصادی جمهوری اسلامی، زنان را یا به حاشیه بازار کار رانده یا به فعالیتهایی واداشته که نه امنیت دارد، نه کرامت انسانی.
راههای معیشتی قانونی و غیرقانونی
در شرایطی که فرصتهای شغلی سالم برای زنان کاهش یافته، دو مسیر عمده شکل گرفته است:
- مشاغل قانونی اما استثماری
• کار خانگی با دستمزد بسیار پایین (گاه زیر ۱۰ میلیون ریال در ماه)
• مشاغل خدماتی بدون بیمه و امنیت (نظافت، فروشندگی در مغازههای کوچک، پرستاری کودک و سالمند)
• فروش اینترنتی و کار خانگی بدون حمایت دولتی - راههای غیرقانونی یا خاکستری
• کار در شبکههای قاچاق خرد (حمل و فروش کالاهای ممنوعه)
• تنفروشی پنهان یا آشکار، که طبق گزارشهای میدانی در سال ۱۴۰۴ افزایشی بیسابقه یافته است.
• حضور در باندهای واسطهگری یا شرطبندی آنلاین
تحلیل روانشناسانه
فقر اقتصادی، فشار روانی و ناامیدی، سه ضلع مثلث فروپاشی روانی زنان در ایران امروز است. تحقیقات نشان میدهد که زنان در شرایط فقر شدید، بیش از مردان در معرض اضطراب مزمن، افسردگی و تصمیمات پرخطر قرار میگیرند. روانشناسان معتقدند که حاکمیت ناکارآمد، با حذف امید و فرصت، زنان را به انتخابهای ناخواسته سوق داده است؛ انتخابهایی که بهتدریج عزتنفس را فرسوده و هویت فردی را نابود میکند.
نسبت این بحران با سقوط جمهوری اسلامی
نشانههای فروپاشی هر نظام سیاسی، پیش از هر چیز در زندگی روزمره و سفره مردم آشکار میشود. امروز، وقتی زن ایرانی برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش، باید بین کار استثماری با حداقل مزد یا فعالیت غیرقانونی پرخطر یکی را انتخاب کند، این یعنی دولت دیگر کارکرد پایهای خود را از دست داده است.
بیکفایتی جمهوری اسلامی نه تنها اقتصاد را ویران کرده، بلکه با بیتوجهی به زنان – بهعنوان نیمی از جمعیت – سرعت فروپاشی اجتماعی را چند برابر ساخته است.
نتیجهگیری
در آستانه سقوط نظام، تصویر زن ایرانی، تصویری است از یک ملت زخمی؛ ملتی که زیر بار فساد، ناکارآمدی و سیاستهای ضدانسانی، به مرز انفجار رسیده است. اگر تغییری ساختاری و فوری رخ ندهد، نسل آینده زنان ایران نهتنها از نظر اقتصادی، که از نظر روانی و اجتماعی، به یکی از آسیبپذیرترین گروههای خاورمیانه تبدیل خواهد شد




