Facebook Instagram Telegram
Search for:
Facebook Instagram Telegram
  • سەرەتا
  • کاروچالاکی
  • گۆڤاری ژنان
  • هەواڵ
  • وتوێژ
  • وتار
  • کۆمیتەکان
    • کوردستان
    • سوئێد
    • فینلەند
    • دانمارک
    • نۆروێژ
    • سوئیس
    • ئاڵمان
    • ئەمریکا
    • ئوسترالیا
    • بلژیک
    • بەریتانیا
    • کانادا
  • بابەتی زیاتر
    • بەیاننامە و ڕاگەیەندراو
    • ئاگاداری
  • پێوەندی
  • فارسی
  • سەرەتا
  • کاروچالاکی
  • گۆڤاری ژنان
  • هەواڵ
  • وتوێژ
  • وتار
  • کۆمیتەکان
    • کوردستان
    • سوئێد
    • فینلەند
    • دانمارک
    • نۆروێژ
    • سوئیس
    • ئاڵمان
    • ئەمریکا
    • ئوسترالیا
    • بلژیک
    • بەریتانیا
    • کانادا
  • بابەتی زیاتر
    • بەیاننامە و ڕاگەیەندراو
    • ئاگاداری
  • پێوەندی
  • فارسی

زنان و روزنامه‌نگاری: از بازتولید مردسالاری تا تابوشکنی

  • نووسەر: یەکیەتیی ژنان
  • بڵاوکردنەوە: 2025-11-17
  • 07:13

کیمیا مرتضوی

مقدمه

روزنامه‌نگاری در جوامع مدرن یکی از ارکان حیاتی دموکراسی، شفافیت و قدرت اجتماعی محسوب می‌شود. با این حال، این حوزه نیز همچون سایر عرصه‌های عمومی، سال‌ها تحت سلطه‌ی الگوهای مردسالارانه باقی مانده است. حضور زنان در رسانه نه تنها با موانع حرفه‌ای، بلکه با محدودیت‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز همراه بوده است. در ایران، ورود زنان به عرصه‌ی روزنامه‌نگاری از اواخر دوره قاجار آغاز شد، اما حضور آنان تا امروز همواره با تبعیض‌های ساختاری روبه‌رو بوده است. از همین منظر، کنش زنان روزنامه‌نگار را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک انتخاب شغلی تحلیل کرد، بلکه باید آن را بخشی از روند تاریخی بازتعریف نقش زنان در جامعه دانست؛ روندی که به مقاومت در برابر سلطه و تابوشکنی در سطح گفتمانی منجر شده است.

مردسالاری؛ ساختاری ریشه‌دار در رسانه

بر اساس نظریه «بازتاب اجتماعی رسانه» (Tuchman, 1978)، رسانه‌ها صرفاً بازنمای واقعیت نیستند، بلکه خود بخشی از سازوکار بازتولید نظم اجتماعی محسوب می‌شوند. در چنین ساختاری، مردسالاری به شکل نهادینه‌شده در رسانه‌ها عمل کرده و زنان را در جایگاهی حاشیه‌ای قرار داده است.

در ایران، مردسالاری رسانه‌ای جلوه‌ای دوگانه دارد:
۱. سطح ساختاری: محدودیت در انتصاب زنان به سمت‌های کلیدی همچون سردبیر یا مدیرمسئول.
۲. سطح گفتمانی: تقلیل نقش زنان به حوزه‌های «کم‌خطر» مانند خانواده یا سبک زندگی و حذف آنان از حوزه‌های «قدرت‌مند» همچون سیاست، امنیت یا اقتصاد.

این فرایند، همان چیزی است که گال و اسپندر (Spender, 1980) آن را «نامرئی‌سازی زنان در دانش و رسانه» می‌نامند؛ سازوکاری که هم‌زمان زنان را از تولید روایت‌های کلان محروم و صدای آنان را در حوزه عمومی تضعیف می‌کند.

محدودیت‌های مشارکت اجتماعی

از منظر نظریه «حوزه عمومی» یورگن هابرماس (Habermas, 1989)، رسانه‌ها بستری برای مشارکت همگانی در مباحث اجتماعی هستند. اما این مشارکت در عمل برای زنان روزنامه‌نگار به‌شدت محدود بوده است. در ایران، زنان روزنامه‌نگار در پوشش میدانی رویدادهای سیاسی، اعتراضات خیابانی یا حتی سفرهای کاری با موانع جدی روبه‌رو هستند. افزون بر این، تهدیدهای امنیتی، بازداشت و محرومیت شغلی، هزینه‌های اجتماعی سنگینی را بر آنان تحمیل می‌کند.

برای مثال، پرونده‌های متعدد بازداشت و محاکمه‌ی زنان روزنامه‌نگار در ایران—از مهرانگیز کار و شادی صدر تا الهه محمدی و نیلوفر حامدی—نشان می‌دهد که محدودیت‌ها صرفاً فرهنگی نیست، بلکه به‌طور مستقیم از سوی ساختار سیاسی نیز اعمال می‌شود. این وضعیت موجب می‌شود که زنان روزنامه‌نگار اغلب در «حاشیه‌ی حوزه عمومی» باقی بمانند و نتوانند نقش کامل خود را به‌عنوان کنشگران اجتماعی ایفا کنند.

تابوشکنی و بازتعریف نقش زنان

با وجود این شرایط سخت، بسیاری از زنان روزنامه‌نگار توانسته‌اند مرزهای سنتی را جابه‌جا کنند. این همان چیزی است که در ادبیات فمینیستی به «بازتعریف تجربه زنانه» تعبیر می‌شود. آنان با پرداخت هزینه‌های شخصی—از محرومیت شغلی گرفته تا زندان—توانسته‌اند صدای گروه‌هایی باشند که رسانه‌های رسمی اغلب خاموش کرده‌اند: زنان، اقلیت‌ها، کارگران و مهاجران.

در ایران، نمونه‌های بارز این تابوشکنی را می‌توان در گزارش‌های تحقیقی زنان روزنامه‌نگار درباره‌ی خشونت علیه زنان، سرکوب اعتراضات، یا فساد ساختاری مشاهده کرد. این تلاش‌ها نشان می‌دهد که روزنامه‌نگاری زنانه صرفاً «بازتاب احساسات» نیست، بلکه بازتعریفی از اخلاق حرفه‌ای بر اساس حساسیت به عدالت و صدای به‌حاشیه‌رانده‌شدگان است. به همین دلیل، تابوشکنی زنان روزنامه‌نگار نه یک کنش فردی بلکه حرکتی جمعی برای بازآفرینی گفتمان اجتماعی محسوب می‌شود.

نتیجه‌گیری

حضور زنان در روزنامه‌نگاری، به‌ویژه در ایران، بیش از آنکه صرفاً یک تغییر کمی در نیروی کار رسانه باشد، بیانگر یک تحول کیفی در ساختار گفتمانی جامعه است. آنان نشان داده‌اند که روزنامه‌نگاری می‌تواند از بازتولید مردسالاری فاصله گرفته و به ابزاری برای قدرت اجتماعی و مقاومت بدل شود.

در پرتو نظریه‌های فمینیستی و مطالعات رسانه، می‌توان نتیجه گرفت که تابوشکنی زنان روزنامه‌نگار نه تنها جایگاه فردی آنان را تثبیت کرده است، بلکه به بازتعریف حوزه عمومی نیز کمک کرده و راه را برای آینده‌ای برابرتر گشوده است. در ایران، هر گزارش، هر روایت و هر مقاومت زنان روزنامه‌نگار، بخشی از حافظه تاریخی مبارزه علیه سلطه است—حافظه‌ای که مسیر جامعه را به سوی عدالت جنسیتی و آزادی رسانه روشن می‌سازد.

بابەتی هاوشێوە

لابردنی پارێزراوی لە سزادان و دڵنیابوون لە پاراستن بۆ ژنان و کچان: کارنامەیەکی پراکتیکی بۆ ژنانی قوربانی توندوتیژی لە کاتی جەنگدا

2025-12-16

مافی ژن لە پێناسەیەکی شاراوەدا

2025-12-16

ژنە پێشمەرگە و ڕۆڵی ژن لە شۆڕشی کوردستاندا

2025-12-14
created by Polish

بەشداری کۆمیتەی فینلاندی یەکیەتیی ژنانی دێموکراتی کوردستانی ئێران لە ڕێوڕەسمی ٢٦ی سەرماوەز

2025-12-14
سیاسی

لابردنی پارێزراوی لە سزادان و دڵنیابوون لە پاراستن بۆ ژنان و کچان: کارنامەیەکی پراکتیکی بۆ ژنانی قوربانی توندوتیژی لە کاتی جەنگدا

بڵاوکردنەوەی یەکیەتیی ژنان
2025-12-16
سیاسی

مافی ژن لە پێناسەیەکی شاراوەدا

بڵاوکردنەوەی یەکیەتیی ژنان
2025-12-16
سوئێد

بەڕێوەچوونی ڕێوڕەسمێک بەبۆنەی ۲٦ی سەرماوەز لە شاری ڤێسترۆس

بڵاوکردنەوەی یەکیەتیی ژنان
2025-12-15

مافی ژن لە پێناسەیەکی شاراوەدا

بەڕێوەچوونی ڕێوڕەسمێک بەبۆنەی ۲٦ی سەرماوەز لە شاری ڤێسترۆس

بەشداری ئەندامانی یەکیەتیی ژنانی دێموکراتی کوردستانی ئێران لە کۆنگرەی یەکەمی فێدراسیۆنی ژنانی دیاسپۆرا

پەیامی بەشیک لە ڕێکخراوە مەدەنییەکان بە بۆنەی ڕۆژی ئاڵا و پێشمەرگەی کوردستان

ژنە پێشمەرگە و ڕۆڵی ژن لە شۆڕشی کوردستاندا

بەشداری کۆمیتەی فینلاندی یەکیەتیی ژنانی دێموکراتی کوردستانی ئێران لە ڕێوڕەسمی ٢٦ی سەرماوەز

مشکلات زنان کورد در ایران تحت ساختارها و سیاست های جمهوری اسلامی

پەیامی پیرۆزبایی یەکیەتیی ژنانی دێموکراتی کوردستانی ئێران بۆ یەکەمین کۆنگرەی فێدراسیۆنی ژنانی دیاسپۆرای کوردستانی

کاک مستەفا هیجری، سکرتێری گشتیی حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێران، بەبۆنەی ڕۆژی جیهانیی مافی مرۆڤ پەیامێکی بڵاو کردەوە.

۲۵ نوامبر؛ روزی که جهان باید دوباره از نو تعریف شود

زنان و روزنامه‌نگاری: از بازتولید مردسالاری تا تابوشکنی

  • یەکیەتیی ژنان
  • بڵاوکردنەوە: 2025-11-17
  • 07:13

کیمیا مرتضوی

مقدمه

روزنامه‌نگاری در جوامع مدرن یکی از ارکان حیاتی دموکراسی، شفافیت و قدرت اجتماعی محسوب می‌شود. با این حال، این حوزه نیز همچون سایر عرصه‌های عمومی، سال‌ها تحت سلطه‌ی الگوهای مردسالارانه باقی مانده است. حضور زنان در رسانه نه تنها با موانع حرفه‌ای، بلکه با محدودیت‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز همراه بوده است. در ایران، ورود زنان به عرصه‌ی روزنامه‌نگاری از اواخر دوره قاجار آغاز شد، اما حضور آنان تا امروز همواره با تبعیض‌های ساختاری روبه‌رو بوده است. از همین منظر، کنش زنان روزنامه‌نگار را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک انتخاب شغلی تحلیل کرد، بلکه باید آن را بخشی از روند تاریخی بازتعریف نقش زنان در جامعه دانست؛ روندی که به مقاومت در برابر سلطه و تابوشکنی در سطح گفتمانی منجر شده است.

مردسالاری؛ ساختاری ریشه‌دار در رسانه

بر اساس نظریه «بازتاب اجتماعی رسانه» (Tuchman, 1978)، رسانه‌ها صرفاً بازنمای واقعیت نیستند، بلکه خود بخشی از سازوکار بازتولید نظم اجتماعی محسوب می‌شوند. در چنین ساختاری، مردسالاری به شکل نهادینه‌شده در رسانه‌ها عمل کرده و زنان را در جایگاهی حاشیه‌ای قرار داده است.

در ایران، مردسالاری رسانه‌ای جلوه‌ای دوگانه دارد:
۱. سطح ساختاری: محدودیت در انتصاب زنان به سمت‌های کلیدی همچون سردبیر یا مدیرمسئول.
۲. سطح گفتمانی: تقلیل نقش زنان به حوزه‌های «کم‌خطر» مانند خانواده یا سبک زندگی و حذف آنان از حوزه‌های «قدرت‌مند» همچون سیاست، امنیت یا اقتصاد.

این فرایند، همان چیزی است که گال و اسپندر (Spender, 1980) آن را «نامرئی‌سازی زنان در دانش و رسانه» می‌نامند؛ سازوکاری که هم‌زمان زنان را از تولید روایت‌های کلان محروم و صدای آنان را در حوزه عمومی تضعیف می‌کند.

محدودیت‌های مشارکت اجتماعی

از منظر نظریه «حوزه عمومی» یورگن هابرماس (Habermas, 1989)، رسانه‌ها بستری برای مشارکت همگانی در مباحث اجتماعی هستند. اما این مشارکت در عمل برای زنان روزنامه‌نگار به‌شدت محدود بوده است. در ایران، زنان روزنامه‌نگار در پوشش میدانی رویدادهای سیاسی، اعتراضات خیابانی یا حتی سفرهای کاری با موانع جدی روبه‌رو هستند. افزون بر این، تهدیدهای امنیتی، بازداشت و محرومیت شغلی، هزینه‌های اجتماعی سنگینی را بر آنان تحمیل می‌کند.

برای مثال، پرونده‌های متعدد بازداشت و محاکمه‌ی زنان روزنامه‌نگار در ایران—از مهرانگیز کار و شادی صدر تا الهه محمدی و نیلوفر حامدی—نشان می‌دهد که محدودیت‌ها صرفاً فرهنگی نیست، بلکه به‌طور مستقیم از سوی ساختار سیاسی نیز اعمال می‌شود. این وضعیت موجب می‌شود که زنان روزنامه‌نگار اغلب در «حاشیه‌ی حوزه عمومی» باقی بمانند و نتوانند نقش کامل خود را به‌عنوان کنشگران اجتماعی ایفا کنند.

تابوشکنی و بازتعریف نقش زنان

با وجود این شرایط سخت، بسیاری از زنان روزنامه‌نگار توانسته‌اند مرزهای سنتی را جابه‌جا کنند. این همان چیزی است که در ادبیات فمینیستی به «بازتعریف تجربه زنانه» تعبیر می‌شود. آنان با پرداخت هزینه‌های شخصی—از محرومیت شغلی گرفته تا زندان—توانسته‌اند صدای گروه‌هایی باشند که رسانه‌های رسمی اغلب خاموش کرده‌اند: زنان، اقلیت‌ها، کارگران و مهاجران.

در ایران، نمونه‌های بارز این تابوشکنی را می‌توان در گزارش‌های تحقیقی زنان روزنامه‌نگار درباره‌ی خشونت علیه زنان، سرکوب اعتراضات، یا فساد ساختاری مشاهده کرد. این تلاش‌ها نشان می‌دهد که روزنامه‌نگاری زنانه صرفاً «بازتاب احساسات» نیست، بلکه بازتعریفی از اخلاق حرفه‌ای بر اساس حساسیت به عدالت و صدای به‌حاشیه‌رانده‌شدگان است. به همین دلیل، تابوشکنی زنان روزنامه‌نگار نه یک کنش فردی بلکه حرکتی جمعی برای بازآفرینی گفتمان اجتماعی محسوب می‌شود.

نتیجه‌گیری

حضور زنان در روزنامه‌نگاری، به‌ویژه در ایران، بیش از آنکه صرفاً یک تغییر کمی در نیروی کار رسانه باشد، بیانگر یک تحول کیفی در ساختار گفتمانی جامعه است. آنان نشان داده‌اند که روزنامه‌نگاری می‌تواند از بازتولید مردسالاری فاصله گرفته و به ابزاری برای قدرت اجتماعی و مقاومت بدل شود.

در پرتو نظریه‌های فمینیستی و مطالعات رسانه، می‌توان نتیجه گرفت که تابوشکنی زنان روزنامه‌نگار نه تنها جایگاه فردی آنان را تثبیت کرده است، بلکه به بازتعریف حوزه عمومی نیز کمک کرده و راه را برای آینده‌ای برابرتر گشوده است. در ایران، هر گزارش، هر روایت و هر مقاومت زنان روزنامه‌نگار، بخشی از حافظه تاریخی مبارزه علیه سلطه است—حافظه‌ای که مسیر جامعه را به سوی عدالت جنسیتی و آزادی رسانه روشن می‌سازد.

بابەتی هاوشێوە

لابردنی پارێزراوی لە سزادان و دڵنیابوون لە پاراستن بۆ ژنان و کچان: کارنامەیەکی پراکتیکی بۆ ژنانی قوربانی توندوتیژی لە کاتی جەنگدا

2025-12-16

مافی ژن لە پێناسەیەکی شاراوەدا

2025-12-16

ژنە پێشمەرگە و ڕۆڵی ژن لە شۆڕشی کوردستاندا

2025-12-14
created by Polish

بەشداری کۆمیتەی فینلاندی یەکیەتیی ژنانی دێموکراتی کوردستانی ئێران لە ڕێوڕەسمی ٢٦ی سەرماوەز

2025-12-14

پێڕستی بابەت

  • گۆڤاری ژنان
  • ئاگاداری
  • هەواڵ
  • وتار

بەستەری پێویست

  • کاروچالاکی
  • وتووێژ و چاوپێکەوتن
  • بەیاننامە و ڕاگەیەندراو

پێوەندی

  • ئیمەیل بنێرە
  • ئێمە لە فەیسبووک
  • ئێمە لە ئینستاگرام

Add New Playlist

No Result
View All Result

یەکێتی ژنانی دێموکراتی کوردستانی ئێران
  • سەرەتا
  • کاروچالاکی
  • گۆڤاری ژنان
  • هەواڵ
  • وتوێژ
  • وتار
  • کۆمیتەکان
    • کوردستان
    • سوئێد
    • فینلەند
    • دانمارک
    • نۆروێژ
    • سوئیس
    • ئاڵمان
    • ئەمریکا
    • ئوسترالیا
    • بلژیک
    • بەریتانیا
    • کانادا
  • بابەتی زیاتر
    • بەیاننامە و ڕاگەیەندراو
    • ئاگاداری
  • پێوەندی
  • فارسی
  • سەرەتا
  • کاروچالاکی
  • گۆڤاری ژنان
  • هەواڵ
  • وتوێژ
  • وتار
  • کۆمیتەکان
    • کوردستان
    • سوئێد
    • فینلەند
    • دانمارک
    • نۆروێژ
    • سوئیس
    • ئاڵمان
    • ئەمریکا
    • ئوسترالیا
    • بلژیک
    • بەریتانیا
    • کانادا
  • بابەتی زیاتر
    • بەیاننامە و ڕاگەیەندراو
    • ئاگاداری
  • پێوەندی
  • فارسی