✍️پەپوولە
مقدمه
آموزش – تعلیم وتربیت ، چه از لحاظ اخلاقی و اجتماعی درزندگی و جامعه به هر شکل و طریق درهر کجای دنیاکه باشد انسان پسند و لازمه زندگی جمعی می باشد.
در زمان آموزش دادن به بچههای که چشم و دلشان را به معلم خیره می نمایند. .چشمهایکه فقط و فقط معلم رامی بیند وقلبهای کوچکشان را به معلم داده که چگونه رشدو آموزش دهند.
زیباترین دوران وتاثیر گذار ترین زمان همان مقطع وروداین کودکان در کلاس معلم می باشد.
درتمامی کشورها به ویژه ایران پایه ای اول تاسوم معلم خانم آموزش راعهده دار است.چراکه عطوفت مادرانه رافقط وفقط یک زن دلسوز می تواندبه خوبی آموزش دهد.مردهابه مهربانی زنها نمی توانند تاثیرگذار باشند در این مقطع چراکه عطوفت مادرانه رادریک مادر می توان فهمید و درک کرد.
پرورش دادن این کودکان نیزهمین معلمان می توانند راهنمایی وبا انگیزه انجام دهند.
پرورش دادن یک کودک براحتی میشوددراوج محبت وعلاقه و نگاههای چشمی ونوازشهای لمسی وگفتارهای مهرآمیزدریک معلم مسئول پذیرمی توان یافت.
پرورش دادن وگرمی دستهای یک معلم دلسوز به مانند الهه قدرت خود رانشان میدهد.
زنان ومسئولیتهای آموزش وپرورش یک هنراست وتواتنمدی که خاصتا یک عشق به تدریس وآموزش وپرورش است.
روزهای اول تدریسم بااسترس وارد مدرسه شدم و از ترس اینکه مبادا درتدریس وارتباط با دانش آموزان دچار مشکل شوم بیشترازهمه همکاران پرادعاوباسابقه که معلم های تازکاررانمی پذیرفتن ومدام زیرنظر داشتن واز استرس مدیر مدرسه که مبادا توان تدریس وکنترل کلاس را نداشته باشم و همچنین بازدیدهای زودبه زودکادر اداری که شا ید ایراد ویاتوبیخی در پرونده ی ما درج شود.ولی عشق به دانش آموزان ورفتن به کلاس درس یکی ازآرزوهایم بود.آنچنان بادانش آموزان سرگرم تدریس وروشهای جدیدوخلاقیت نوآوریهایی بودم که نگاه آنها بسیار کمرنگ دیده میشد.
کلاس درسم بانقاشی وریاضی تلفیق شده بودوکلاس فارسی همراه بانمایش بودونمی دانستم چطورزمان می گذشت وچگونه روزبه روزباعشق به کارم ادامه می دادم.بعدازیکسال روش سنتی وپخش کردن وصداکشی تبدیل شدبه آموزشی که من درسرداشتم وجزاولین معلهای بودم که روش جدیدرو آموزش دادم.وباتاییدمدیران اداری وآموزشی پایه اول سال ۸۱_۸۲تدریس کردم وبسیارموفق شدم که آن دوران از روش تدریس وخلاقیتم فیلم وسی دی گرفته شدودرسراسرمدارس کرمانشاه آموزش داده میشد واین باعث اختلاف شدید بین همکاران سنتی شد.ولی چون این روش تاییدشده بودوبا اجبارآنهاهم پذیرفته وکم وزیاداین روش تصویب شد.
بله زنان ومسئولیت آنان درآموزش وپرورش
بسیارمهم ودرعین حال حیاتی است.واگردانش آموزی درهمان ابتدای کارلنگ بزندتاآخر دوران تحصیلی دچارمشکل خواهدشد.وظیفه یک زن درآموزش وپرورش فقط یک وظیفه نیست بلکه یک امرحیاتی ووظیفه الزامی است که دردرجه اول خودش رابسازد که زنی کامل ومهربان وقدرتمندووطن پرست ودارای اخلاق های ویژه باشد.
اگریک معلم درامرآموزشی وحتی پرورشی شلخته ونامرتب باشد.چطورمیخاهدبه دانش آموزان درس نظافت ونظم را آموزش دهد.معلمی که باچادرو مقعنه اجباری همیشه سیاهپوش و بدون آرایش ملایم باشد چگونه می تواند زیبایی وهنر رامعرفی کند،
نگاه داشتن یک معلم که فقط برای آموزش خرافات وتدریس مذاهبی که فقط شاگردان رابیشترگیج ومبوهت میکندخیردیگری ندارد.محیط وفضای آموزشی بایدسرشارازعشق وشادی وخنده رقص وموسیقی باشد نه سینه زنی وبردن به مساجد وگوش دادن به خرافات جمعی ازخرافه پرستها.
درکشورهای متمدن بافرهنگهای متفاوت وآموزشهای متغیربانگاه وپذیرش آن متدوهای آموزشی خاص آن فرهنگهای آموزشی تدریس وآموزش داده میشود.
درجوامع متمدن وبه روزباتوجه به تکنولوژی وامکانات رفاهی وتحصیلی .آموزش نیزبه مراتب آموزنده تروگیرای وپذیرش خاصتری خواهدداشت.نه به مانندایران اسلاید ودرقالب کلیپ وفیلم وعکسهاو کتابهای درسی نحوه زندگی موجودات وخلقت گیاهان ، باستانشناسی وعلم نجوم و…
بالمس کردن ورفتن به جنگل وامکان آموزشی چه موزه یاآزمایشگاههای تخصصی قطعا پذیرش آن بسیارعمیق تروآسانتروبافهم بیشتری درک میشود.
درجوامع پیشرفته باخیال پردازش افکارکودکانه وکلام معلم آموزش تطبیق داده شده وساختاری ازفکردانش آموزدرذهنش شکل میگیرد وباآن افکاربزرگ وبزرگترمیشود.درصورتیکه ادامه تحصیل بدهدبه مرورمی تواندافکارش ونگاهش رابه آموختهاتغییردهدوبه واقعیت نزدیکترشود.
پس اختلاف وفاصله بین معلم ها درمراکز پیشرفته وبدون امکانات کاراین معلهارودوچندان خواهدکرد.به سختی خواهی توانست یک انسان را تعلیم داد مگرباپشتوانه وزمینه ای فرهنگی باعلم وتکنولوژی وآزادی دربیان راداشته باشی .




