سیمین روحانیزادە
جمهوری اسلامی بار دیگر با قطع و محدودسازی اینترنت نشان داد که بزرگ ترین دشمنش نه قدرتهای خارجی، بلکه مردم ایران و صدای آزادی خواه آنان است. حکومتی که بیش از چهار دهه با سرکوب، سانسور، اعدام، بازداشت و ایجاد فضای رعب حکومت کرده، امروز بهخوبی میداند که اینترنت آخرین روزنه تنفس جامعهای است که تمام رسانههای رسمی، تریبونهای سیاسی و ساختارهای عمومی آن به اشغال ماشین تبلیغاتی حکومت درآمده است. به همین دلیل، هر زمان که بحران سیاسی، اعتراضات مردمی یا نارضایتی اجتماعی گسترش پیدا میکند، اولین واکنش حکومت نه پاسخگویی، بلکه خاموش کردن اینترنت و بریدن ارتباط مردم با جهان است.
قطعی اینترنت در ایران یک اقدام فنی یا امنیتی نیست؛ این بخشی از پروژه سرکوب سازمان یافته جمهوری اسلامی علیه آزادی بیان، گردش آزاد اطلاعات و حقه دانستن مردم است. حکومت به خوبی آگاه است که اینترنت، به ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به مهم ترین ابزار افشای حقیقت تبدیل شده است؛ ابزاری که جنایت ها، فساد ها، سرکوب خیابانی، تیراندازی به معترضان، شکنجه زندانیان و دروغ پردازی رسانههای حکومتی را بی پرده در برابر افکار عمومی جهان قرار میدهد. اینترنت برای جمهوری اسلامی خطرناک است، زیرا دیوار سانسور را فرو میریزد و انحصار روایت را از دست حکومت خارج میکند.
هر بار که اینترنت قطع میشود، در واقع حکومت تلاش میکند ایران را به یک زندان بزرگ و خاموش تبدیل کند؛ زندانی که در آن مردم نه بتوانند تصاویر سرکوب را منتشر کنند، نه اخبار واقعی را به جهان برسانند و نه حتی از وضعیت یکدیگر باخبر شوند. قطع اینترنت یعنی ایجاد تاریکی سیاسی برای پنهان کردن خشونت حکومتی.
جمهوری اسلامی سالهاست آموخته که در سکوت و بی خبری، سرکوب آسانتر انجام میشود؛ همان گونه که در آبان ۹۸ و دی ماه ١٤٠٤، اینترنت را قطع کرد تا صدای گلولههایی که صدها معترض را کشت، به جهان نرسد.
اما، این سیاست فقط حمله به آزادی بیان نیست؛ حملهای مستقیم به زندگی و معیشت میلیونها کس در ایران و کوردستان، بهویژه زنان، نیز هست.
در کشوری که اقتصاد آن زیر فشار فساد سیستماتیک، تحریم، ناکارآمدی و غارت حکومتی فروپاشیده، اینترنت برای بسیاری از زنان تنها راه بقا و استقلال مالی بوده است. هزاران زن در ایران و کوردستان، به خصوص در شهرهای کوچک و مناطق سنتی، توانسته بودند بدون وابستگی به نهادهای حکومتی یا بازار کار مردسالار، از طریق آنلاین شاپها، فروش اینترنتی، تولید محتوا و کسب و کارهای خانگی درآمد کسب کنند. اینترنت برای آنان فقط یک ابزار ارتباطی نبود؛ راهی برای حفظ کرامت انسانی و فرار از وابستگی اقتصادی بوده.
جمهوری اسلامی اکنون همان روزنه محدود را نیز هدف گرفته است. وقتی اینترنت قطع میشود، هزاران زن عملاً شغل و درآمد خود را از دست میدهند. زنانی که با سختی فراوان توانسته بودند استقلال مالی نسبی به دست آورند، بار دیگر به حاشیه رانده میشوند و ناچارند برای تأمین حداقل نیازهای زندگی وارد فضایی شوند که امنیت اجتماعی و شغلی در آن تقریباً وجود ندارد.
این در حالی است که خود حکومت یکی از عوامل اصلی ناامن بودن جامعه برای زنان است. از گشت ارشادهای سرکوبگر حجاب گرفته تا قوانین تبعیضآمیز، از نبود حمایت قانونی در برابر خشونت خانگی تا محدودیتهای گسترده شغلی و اجتماعی، همهچیز در جمهوری اسلامی علیه زن مستقل طراحی شده است. حکومتی که زن را نه بهعنوان یک شهروند برابر، بلکه بهعنوان ابزاری تحت کنترل ایدئولوژی خود میبیند، طبیعتاً از استقلال اقتصادی زنان هراس دارد. زیرا زن مستقل، زنی که درآمد دارد، آگاه است و وابسته نیست، کمتر تن به سلطه و سرکوب میدهد.
قطع کردن اینترنت در حقیقت بخشی از سیاست گستردهتری است که هدف آن فقیرسازی جامعه، وابسته نگه داشتن مردم و نابود کردن طبقه مستقل اجتماعی است. جمهوری اسلامی میداند جامعهای که از نظر اقتصادی وابسته و فرسوده باشد، راحتتر کنترل میشود. به همین دلیل، هر ابزار استقلال فردی و اجتماعی از رسانه آزاد گرفته تا کسب وکار مستقل به تهدیدی برای حکومت تبدیل میشود.
در این میان، زنان بیشترین هزینه را میپردازند. زیرا در ساختار جمهوری اسلامی، زنان همیشه اولین قربانی بحرانهای سیاسی و اقتصادی بودهاند. حکومتی که سالها زنان را از ابتداییترین حقوق انسانی محروم کرده، اکنون حتی تحمل حضور اقتصادی مستقل آنان را نیز ندارد. قطع اینترنت یعنی محروم کردن زنان از حق کار، حق ارتباط، حق دیده شدن و حق حضور آزادانه در جامعه.
باری دیگر میگویم جمهوری اسلامی از اینترنت میترسد، زیرا اینترنت مرزهای ترس را شکسته است.
از مادری که ویدیوی بازداشت فرزندش را منتشر میکند، تا دختری که بدون حجاب اجباری تصویر خود را به اشتراک میگذارد؛ از کارگری که صدای اعتراضش را ثبت میکند، تا زنی که با یک فروشگاه کوچک اینترنتی تلاش میکند مستقل زندگی کند؛ همه اینها برای حکومتی که بر پایه کنترل، سانسور و سرکوب بنا شده، خطر محسوب میشوند.
امروز جنگ جمهوری اسلامی فقط علیه تکنولوژی نیست؛ جنگ علیه حقیقت است. جنگ علیه جامعهای است که میخواهد آزاد باشد، دیده شود و صدایش شنیده شود. حکومت میخواهد مردم را در انزوا، فقر و سکوت نگه دارد، زیرا میداند جامعهای که آزادانه ارتباط برقرار کند، حقیقت را روایت کند و از نظر اقتصادی مستقل شود، دیگر زیر بار استبداد نخواهد رفت.
اینترنت در ایران دیگر صرفاً یک شبکه ارتباطی نیست؛ به سنگر مقاومت مدنی مردم تبدیل شده است. و به همین دلیل است که جمهوری اسلامی هر بار در برابر خشم جامعه قرار میگیرد، پیش از هر چیز به سراغ خاموش کردن این سنگر میرود. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده که حتی در تاریک ترین لحظات سانسور نیز صدای مردم خاموش نشده است؛ زیرا خواست آزادی را نمیتوان با قطع اینترنت، سرکوب خیابانی یا دیوارهای سانسور برای همیشه دفن کرد.




