فاطمە رئوفی
خبر حبس و شکنجه دو دختر خردسال در سنندج تنها یک حادثه تلخ خانوادگی نیست؛ این فاجعه هشداری جدی درباره ضعفهای موجود در نظام حمایت از کودکان، سازوکارهای نظارتی و حتی برخی رویههای مرتبط با حضانت فرزندان است. آنچه افکار عمومی را به شدت جریحهدار کرده، نه فقط خشونت بیرحمانه علیه دو کودک بیدفاع، بلکه فروپاشی نقش خانواده به عنوان نخستین و امنترین پناهگاه کودک است.
خانه باید محل آرامش، امنیت و رشد کودکان باشد، اما در این پرونده به زندانی تاریک و محلی برای شکنجه جسمی و روانی تبدیل شده است. دردناکتر از همه آن است که فردی که باید نخستین حامی فرزندان خود باشد، در کنار عامل آزار قرار گرفته و در این خشونت نقش داشته است. هیچ توجیهی نمیتواند مسئولیت پدر را در قبال امنیت و سلامت فرزندانش کاهش دهد. کودک بیش از هر چیز به حمایت والدین نیاز دارد و شکسته شدن این اعتماد، آسیبی عمیقتر از هر زخم جسمی بر روح او بر جای میگذارد.
با این حال، این پرونده تنها درباره رفتار یک پدر و نامادری نیست. این حادثه پرسشهای مهمی را درباره نحوه اجرای قوانین حضانت و حمایت از کودکان مطرح میکند. اگرچه در نظام حقوقی ایران در بسیاری از موارد پس از سنین مشخص، حضانت یا سرپرستی به پدر واگذار میشود، اما این پرونده نشان میدهد که صرف پدر بودن نمیتواند معیار کافی برای سپردن سرنوشت یک کودک باشد. آنچه باید محور تصمیمگیری قرار گیرد، مصلحت، امنیت و سلامت جسمی و روانی کودک است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و قوانین مرتبط با حمایت از کودکان، دولت و نهادهای مسئول را موظف به حفاظت از حقوق کودکان کردهاند. با این وجود، وقوع چنین فاجعهای این سؤال را مطرح میکند که آیا پیش از واگذاری حضانت، بررسیهای لازم درباره صلاحیت اخلاقی، روانی و تربیتی سرپرست انجام شده است؟ چگونه ممکن است دو کودک برای نزدیک به یک ماه در شرایطی غیرانسانی نگهداری شوند و هیچ سازوکار نظارتی زودتر از این از وضعیت آنان آگاه نشود؟
از سوی دیگر، بر اساس برخی گزارشهای منتشر شده، پدر این کودکان در یکی از نهادهای دولتی مشغول به کار بوده است. اگر این گزارشها صحت داشته باشد، موضوع ابعاد نگرانکنندهتری پیدا میکند. جامعه حق دارد بداند چگونه فردی که از اعتماد عمومی و موقعیت شغلی در یک نهاد دولتی برخوردار است، توانسته مرتکب چنین رفتارهایی شود. در چنین مواردی انتظار میرود علاوه بر رسیدگی کیفری، ابعاد اداری و حرفهای پرونده نیز با شفافیت مورد بررسی قرار گیرد تا اعتماد عمومی به نهادهای مسئول آسیب نبیند.
در میان این تلخیها، نقش همسایگانی که نسبت به شنیدن صداهای کمکخواهی بیتفاوت نماندند، قابل تقدیر است. اگر حساسیت و مسئولیتپذیری آنان نبود، شاید این دو کودک همچنان در آن شرایط هولناک باقی میماندند. این اتفاق نشان داد که مبارزه با کودکآزاری تنها وظیفه نهادهای رسمی نیست، بلکه نیازمند مشارکت و هوشیاری همه اعضای جامعه است.
امروز مطالبه افکار عمومی تنها مجازات عاملان این جنایت نیست. جامعه خواهان اصلاح رویههایی است که ممکن است امنیت کودکان را قربانی ملاحظات دیگر کند. قوانین حضانت باید بیش از هر چیز بر پایه منافع عالی کودک تنظیم و اجرا شوند و هیچ رابطه خونی یا عنوان خانوادگی نباید جایگزین بررسی دقیق صلاحیت سرپرست شود.
سرنوشت نارین و آیلین نباید پس از پایان درمان به فراموشی سپرده شود. مسئولیت جامعه و نهادهای مسئول تنها نجات این کودکان از یک زندان خانگی نیست؛ بلکه فراهم کردن امکان بازسازی زندگی، درمان آسیبهای روحی و تضمین آیندهای امن برای آنان است. جامعهای که نتواند از کودکان خود محافظت کند، در حقیقت از آینده خود محافظت نکرده است و هر بار که کودکی قربانی خشونت میشود، بخشی از وجدان جمعی آن جامعه نیز آسیب میبیند.
ﻧﺰدﯾﮏ بە ﯾﮏ ﻣﺎه در ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﻏﯿﺮاﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧگهداری ﺷﻮﻧﺪ و ھﯿﭻ ﺳﺎزوﮐﺎر ﻧﻈﺎرﺗﯽ زودﺗﺮ از اﯾﻦ از وﺿﻌﯿﺖ آﻧﺎن آﮔﺎه ﻧﺸﻮد؟
از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ، ﺑﺮ اﺳﺎس ﺑﺮﺧﯽ ﮔﺰارش ھﺎی ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه، ﭘﺪر اﯾﻦ ﮐﻮدﮐﺎن در اﮔﺮ اﯾﻦ ﮔﺰارش ھﺎ ﺻﺤﺖ
ﯾﮑﯽ از ﻧﮭﺎدھﺎی دوﻟﺘﯽ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﮫ ﮐﺎر ﺑﻮده اﺳﺖ
ﺟﺎمعە ﺣﻖ دارد ﺑﺪاﻧﺪ. داشتە ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻮﺿﻮع اﺑﻌﺎد ﻧﮕﺮان ﮐﻨﻨﺪەﺗﺮی ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ.
ﭼﮕﻮنە ﻓﺮدی کە از اﻋﺘﻤﺎد ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺷﻐﻠﯽ در ﯾﮏ نهاد دوﻟﺘﯽ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﺗﻮاﻧﺴتە ﻣﺮﺗﮑﺐ ﭼﻨﯿﻦ رﻓﺘﺎرھﺎﯾﯽ ﺷﻮد. در ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻮاردی اﻧﺘﻈﺎر ﻣﯽرود ﻋﻼوه ﺑﺮ رﺳﯿﺪﮔﯽ ﮐﯿﻔﺮی، اﺑﻌﺎد اداری و ﺣﺮفەای ﭘﺮوﻧﺪه ﻧﯿﺰ
ﺑﺎ ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد ﺗﺎ اﻋﺘﻤﺎد ﻋﻤﻮﻣﯽ بە نهادھﺎی ﻣﺴﺌﻮل آﺳﯿﺐ ﻧﺒﯿﻨﺪ.
در ﻣﯿﺎن اﯾﻦ ﺗﻠﺨﯽ ھﺎ، ﻧﻘﺶ ھﻤﺴﺎﯾﮕﺎﻧﯽ کە ﻧﺴﺒﺖ بە ﺷﻨﯿﺪن ﺻﺪاھﺎیی اﮔﺮ ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ و ﮐﻤﮏ ﺧﻮاھﯽ ﺑﯽ ﺗﻔﺎوت ﻧﻤﺎﻧﺪﻧﺪ، ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻘﺪﯾﺮ اﺳﺖ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮی آﻧﺎن ﻧﺒﻮد، ﺷﺎﯾﺪ اﯾﻦ دو ﮐﻮدک ھﻤﭽﻨﺎن در آن ﺷﺮاﯾﻂ ھﻮﻟﻨﺎک اﯾﻦ اﺗﻔﺎق ﻧﺸﺎن داد ﮐﮫ ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﮐﻮدک آزاری ﺗنها وظﯿفە ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪﻧﺪ
نهادھﺎی رﺳﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠکە ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ھﻮﺷﯿﺎری ھمە اﻋﻀﺎی ﺟﺎمعە اﺳﺖ.
اﻣﺮوز ﻣﻄﺎﻟﺒﮫ اﻓﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣﯽ تنها ﻣﺠﺎزات ﻋﺎﻣﻼن اﯾﻦ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﻧﯿﺴﺖ. ﺟﺎمعە ﺧﻮاھﺎن اﺻﻼح رویەھﺎﯾﯽ اﺳﺖ کە ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻣﻨﯿﺖ ﮐﻮدﮐﺎن را ﻗﺮﺑﺎنی ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺣﻀﺎﻧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺶ از ھﺮ ﭼﯿﺰ ﺑﺮ ﭘﺎیە ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻋﺎﻟﯽ ﻣﻼﺣﻈﺎت دﯾﮕﺮ ﮐﻨﺪ
ﮐﻮدک ﺗﻨﻈﯿﻢ و اﺟﺮا ﺷﻮﻧﺪ و ھﯿﭻ راﺑطە ﺧﻮﻧﯽ ﯾﺎ ﻋﻨﻮان ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮرﺳﯽ دﻗﯿﻖ ﺻﻼﺣﯿﺖ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺷﻮد.
ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻧﺎرﯾﻦ و آﯾﻠﯿﻦ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﭘﺲ از ﭘﺎﯾﺎن درﻣﺎن بە ﻓﺮاﻣﻮﺷﯽ ﺳﭙﺮده ﺷﻮد.
ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺟﺎمعە و نهادھﺎی ﻣﺴﺌﻮل ﺗنها ﻧﺠﺎت اﯾﻦ ﮐﻮدﮐﺎن از ﯾﮏ زﻧﺪان ﺧﺎﻧﮕﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﻠکە ﻓﺮاھﻢ ﮐﺮدن اﻣﮑﺎن ﺑﺎزﺳﺎزی زﻧﺪﮔﯽ، درﻣﺎن آﺳﯿﺐھﺎی ﺟﺎمعەای کە ﻧﺘﻮاﻧﺪ از ﮐﻮدﮐﺎن روﺣﯽ و ﺗﻀﻤﯿﻦ آﯾﻨﺪەای اﻣﻦ ﺑﺮای آﻧﺎن اﺳﺖ ﺧﻮد ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﮐﻨﺪ، در ﺣﻘﯿﻘﺖ از آﯾﻨﺪه ﺧﻮد ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ و ھﺮ ﺑﺎر کە ﮐﻮدﮐﯽ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻣﯽﺷﻮد، ﺑﺨﺸﯽ از وﺟﺪان ﺟﻤﻌﯽ آن ﺟﺎمعە ﻧﯿﺰ آﺳﯿﺐ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ




