کوچر پزشک
در خاورمیانهای که قرنها بر شانههای ساختارهای مردسالار، استبداد مذهبی و سلطهجویی سیاسی شکل گرفته، زنان همواره نهتنها در حاشیه قرار داشتهاند، بلکه هدف اصلی خشونت ساختاری، قوانین تبعیضآمیز و سرکوبهای ایدئولوژیک بودهاند. اما همین منطقه، در دهههای اخیر، شاهد زایش یکی از رادیکالترین و ریشهدارترین جنبشهای رهاییبخش زنانه در جهان بوده است؛ جنبشی که نه از دل نهادهای آکادمیک یا سیستمهای لیبرال، بلکه از کوهستانهای مقاوم کوردستان سر برآورد و امروز شعار آن، «ژن، ژیان، آزادی» به ندای جهانی مبارزه علیه نظم پوسیدە سلطه تبدیل شده است.
شعار «ژن، ژیان، ئازادی» (زن، زندگی، آزادی) نخستین بار نه در فضای دانشگاهی، بلکه در میان سنگرها، در دل مبارزهای خونین و مقاومت در برابر نابودی هویتی، بر زبان زنان کورد جاری شد. زنانی که نهتنها علیه ارتشها و دولتهای سرکوبگر میجنگیدند، بلکه علیه فرهنگی که آنان را تنها به نقشهای خانگی و تابع تقلیل میداد نیز شوریده بودند. این شعار برخلاف بسیاری از شعارهای مبارزاتی خاورمیانه، حامل فلسفهای کلی نگر است؛ زن بهعنوان هستیبخش زندگی و آزادی، نه تنها قربانی که خالق و پیشاهنگ تحول اجتماعی است.
در کوردستان ایران، ترکیه، عراق و سوریە زنان در طول دههها از حاشیه به مرکز مبارزه رانده شدهاند. در روژاوا (شمال سوریه)، تجربه ادارهی خودمختار مبتنی بر کنفدرالیسم دمکراتیک، بهویژه با حضور سازمانیافتهی زنان، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی خاورمیانه است. زنانی که در قالب یگانهای مدافع زنان (YPJ) نهتنها علیه داعش جنگیدند، بلکه در خطوط مقدم دفاع از دموکراسی، همزیستی ملت ها و مبارزه با مردسالاری ایستادند. مشارکت سیاسی، خودمدیریتی اجتماعی و ایجاد ساختارهای همریاستی زن و مرد در حکومت محلی، بیانگر تحقق عینی شعار ژن، ژیان، ئازادی در عمل است.
این فلسفه و تجربه اما در مرزهای جغرافیایی محدود نماند. در ایران، با قتل ژینا (مهسا) امینی در شهریور ١٤٠١ توسط گشت ارشاد، موجی از خشم و بیداری جامعه را در بر گرفت. ژینا، زنی جوان از کوردستان بود که مرگش نهتنها نشانگر خشونت نهادینهشده علیه زنان بود، بلکه با توجه به ملیتش، نماد سرکوب مضاعف زنان کورد در رژیم مردسالار و دین سالار ایران بود. این واقعه جرقهای شد برای خیزشی سراسری، که زنان را در خط مقدم مبارزه قرار داد. از خیابان های کوردستان و سپس سراسر ایران، زنان موهای خود را بریدند، روسریهای خود را آتش زدند و فریاد «ژن، ژیان، ئازادی» را به جهانیان رساندند. شعاری که اکنون در زبانهای مختلف دنیا تکرار میشود، نهفقط نمادی از اعتراض، بلکه یک روایت رهاییبخش از خاورمیانه است.
در جریان این خیزش، نقش اپوزیسیون کوردی، بهویژه حزب دمکرات کردستان ایران و اتحادیه زنان دمکرات پررنگتر از هر زمان دیگری شد. برخلاف بسیاری از احزاب ایرانی که با تردید یا سکوت نسبت به خیزش زنانه برخورد کردند، اتحادیه زنان دمکرات با صدور بیانیه، تولید محتوا، سازماندهی اعتراضات، و رساندن صدای زنان کورد به رسانهها و نهادهای بینالمللی، نقشی فعال و موثر ایفا کرد. این اتحادیه، متشکل از زنان مبارز و آگاه، نهتنها بر روی ابعاد جنسیتی اعتراضات ژینا تاکید کرد، بلکه با تاکید بر سرکوب مضاعف زنان کورد، مسئلهی تبعیض ملی و جنسیتی را بهطور همزمان برجسته ساخت.
فعالان این اتحادیه در روزهای نخست خیزش، اقدام به صدور اطلاعیههایی کردند که در آن خواهان همبستگی بینالمللی زنان، مبارزه با آپارتاید جنسیتی، و حمایت از خواستهای زنان ایران شدند. همچنین در شهرهای کوردستان و حتی کمپهای سیاسی در اقلیم کردستان عراق، تجمعات اعتراضی و جلسات روشنگری برگزار شد که توسط همین زنان سازماندهی میشد. کار رسانهای، پخش اخبار دقیق، و تولید محتوا در رسانەهای اجتماعی، بخشی از تلاشهای اتحادیه زنان دمکرات در آن برهه حساس بود.
در واقع، اپوزیسیون کوردی و بخش زنانه آن، برخلاف جریانهایی که انقلاب ژینا را صرفا از منظر ضدحکومتی میدیدند، بر ماهیت زنانه، فمینیستی و چندلایهی این انقلاب تأکید داشتند. آنها انقلاب ژن، ژیان، آزادی را تلاشی برای تغییر نظم بنیادین جامعه میدانستند؛ نظمی که باید همزمان با مردسالاری، مرکزگرایی و تبعیض اتنیکی مبارزه کند.
آنچه جنبش زنانهی خاورمیانه را متمایز میکند، پیوند عمیق آن با مبارزه برای عدالت اجتماعی، آزادی سیاسی و حق تعیین سرنوشت است. این جنبش تنها خواهان تغییر قوانین جنسیتی نیست، بلکه به دنبال شکستن ساختار قدرتی است که بر تبعیض، استبداد و انکار تنوع انسانی بنا شده. زنان کورد، با حضور در احزاب، رسانهها، سازمانهای اجتماعی و حتی میدان نبرد، نشان دادهاند که رهایی زن، بنیان رهایی کل جامعه است.
در کنار این، نباید فراموش کرد که این حرکت عظیم، با بهای سنگینی نیز همراه بوده است. دهها زن جوان در جریان اعتراضات ایران کشته شدند؛ صدها نفر در ترکیه به جرم عضویت یا همدلی با جنبشهای کوردی زندانیاند؛ و همچنان، بسیاری از زنان کورد تحت تعقیب، تبعید یا سانسور قرار دارند. اما همانطور که زنان شنگال، پس از نسلکشی توسط داعش دوباره خود را سازمان دادند و برخاستند، یا زنان جوان کورد در ایران در برابر سرکوب دولتی ایستادگی کردند، روشن است که این انقلاب ایست نخواهد داشت.
انقلاب زنانه در خاورمیانه، با الهام از شعار «ژن، ژیان، ئازادی»، نهتنها خواهان تغییر وضع موجود است، بلکه در پی خلق نظمی نوین است؛ نظمی که در آن زن بهعنوان نیرویی خلاق، آزاد و آگاه، سنگبنای آزادی و انسانیت نوین باشد. و چه بسا فردای خاورمیانه، نه از دل معادلات ژئوپولیتیک قدرتهای بزرگ، بلکه از قلب انقلاب زنانهای برخیزد که ریشه در کوهستانهای آزاد کوردستان دارد.




